سلام بر دنیای مجازی
اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم
سلام بر دنیای مجازی
اگر خدا را دوست دارید گناه نکنید![]()
این وبلاگ تا تیر ماه سال ۸۸ به روز نمی شود !!! چون من می خوام بشینم و به کوب درس بخونم تا در آزمون کنکور انشالله موفق باشم... البته سعی می کنم گاهی اوقات به یادداشت هاتون سر بزنم ....
برام خیلی دعا کنید ... ممنون ![]()
به امید اینکه دفعه بعد اومدم وبلاگمو به روز کنم امام زمان (عج) هم ظهور کرده باشند شما رو به خدا می سپارم![]()
بدرود
این شعر زیبا از مولاناست و ارزش چند بار خواندن را دارد . حداقل یک بار بخوانید . ممنون![]()
ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا
ای عیسی پنهان شده بر طارم مینا بیا
ازهجر روزم قیرشد دل چون کمان بدتیرشد
یعقوب مسکین پیر شد ای یعقوب برنا بیا
ای موسی عمران که درسینه چه سیناهاستت
گاوی خدایی می کند از سینه ی سینا بیا
رخ زعفران رنگ آمدم خم داده چون چنگ آمدم
در گور تن تنگ آمدم ای جان با پهنا بیا
چشم محمد با نمت واشوق گفته در غمت
ز آن طره ای اندر همت ای سر ارسلنا بیا
خورشید پیشت چون شفق ای برده از شاهان سبق
ای دیده ی بینا به حق وی سینه ی دانا بیا
ای جان تو و جانها چو تن بی جان چه ارزد خود بدن
دل داده ام دیری است من تا جان دهم جانا بیا
تا برده ای دل را گرو شد کشت جانم در درو
اول تو ای دردا برو و آخر تو درمانا بیا
ای تو دوام و چاره ام نور دل صد پاره ام
اندر دل بیچاره ام چون غیر تو شد لا بیا
نشناختم قدر تو من تا چرخ می گوید زفن
وی بر دلش تیری بزن وی بر سرش خارا بیا
ای قاب قوس مرتبت و آن دولت با مکرمت
کس نیست شاها محرمت در قرب او ادنا بیا
ای خسرو و مه وش بیا ای خوشتر از صد خوش بیا
ای آب و آتش بیا ای در و ای دریا بیا
کم لطفی است که از این دلاور مردان یادی نشه ... راستشو بخاهید من باید حداقل دینی که
به اونا دارم بپردازم تا این دفعه که رفتم راهیان نور رو سفید باشم![]()
التماس دعا

سحر از دامن نرجس، برآمد نوگلي زيبا 
گلي کز بوي دلجويش، جهان پير شد برنا
زهي سروي که الطافش، فکنده سايه بر عالم 
زهي صبحي که انفاسش، دميده روح در اعضا
سپيده دم ز درياي کرم برخواست امواجي
که عالم غرق رحمت شد، از آن مواج روح افزا
به صبح نيمه شعبان تجلّي کرد خورشيدي 
که از نور جبينش شد، منوّر ديده زهرا
چه مولودي که همتايش نديده ديده گردون 
چه فرزندي که مانندش، نزاده مادر دنيا
به صولت تالي حيدر، به صورت شبه پيغمبر
به سيرت مظهر داور، وليّ والي والا
قدم در عرصه عالم، نهاده پاک فرزندش 
که چِشم آفرينش شد، ز نورش روشن و بينا
به پاس مقدم او شد، مزيّن عالم پائين 
ز نور طلعت او شد، منوّر عالم بالا
چو گيرد پرچم (انّا فتحنا)، در کف قدرت 
لواي نصرت افرازد، بر اين نُه گنبد خضراء
شها چشم انتظاران را، ز هجران جان به لب آمد
بتاب اي کوکب رحمت، بر افکن پرده از سيما
تو گر عارض بر افروزي، جهان شود روشن 
تو گر قامت برافرازي، قيامت ها شود برپا
تو گر لشگر برانگيزي، سپاه کفر بُگريزد 
تو گر از جاي برخيزي، نشيند فتنه و غوغا
بيا اي کشتي رحمت، که دريا گشت طوفاني 
چو کشتيبان توئي، ما را چه غم از جنبش دريا
خوش آن روزي که برخيزد، ز کعبه بانگ جاء الحقّ 
خوش آن روزي که برگيرد، حجاب از چهره زيبا
فرستنده : مجید علیزاده
از شما به خاطر این شعر زیبا تشکر می کنم...

دوستان خوبم که عاشق اباصالح المهدی هستید حتما بخونید ...
یابن الحسن
رخ نمای و برزخم فراق ، مرهم حضور بنه.
بر ما منت گذار و کویر سرد سرگردانی ها را با آفتاب گرم ظهورت
حیات بخش.
گر قسمت شود که تماشا کنم تو را
ای نور دیده،جان و دل اهدا کنم تورا
این دیده نیست قابل دیدار روی تو
چشمی دگر بده که تماشا کنم تو را
لیت شعری این استقرت بک النوی ؟! مهدی جان !
کاش پیدایت کنم
و به تماشایت بنشینم واین آرزوی کهنه ام به پایان رسد .
تو در میان جمعی و من در تفکرم
کاندر کجا برایم و پیدایت کنم تو را
هر صبح جمعه ندبه کنان در دعای صبح
از کردگار خویش تمنا کنم تو را
یابن الحسن، اگر چه نهانی ز چشم من
در عالم خیال ، هویدا کنم تو را

ای فریادرس در ماندگان ! خستگان این برهوت
پرآشوب را دریاب.
ای مهربان پدر !
بارها و بارها درطول تاریخ عنایت کرده و دستگیری
نموده ای و درشرایط سخت دوستانت را نجات داده ای.
می خوانمت و می خواهمت ، بیا ای پناه بی پناهان.
یا صاحب الزمان که پناهی مرا بیاب
دستم بگیر تا نفتادم ز پا ، بیا
خون شد دلم زطعنه ی بیگانگان و نیست
اکنون مرا به غیر تو کس آشنا ،بیا
عمرم گذشت و دولت وصلت نشد نصیب
تا سر بگیرم عمر خود از ابتدا ،بیا
طوفان فتنه موج فکن شد در این محیط
دلم به هرم وجود تو می تپد ، وجودم به یمن حضورتو پا برجاست .
اگر آنی عنایت تو از این عالم بر گرفته شود ، همه
چیز به هم می ریزد ، فلک به هم می پیچد ،
آسمان فرو می افتد و زمین همه را در خود می بلعد
و خود نیز هیچ و هیچ می شود .
یا صاحب الزمان ! بر زشتی هایم خرده مگیر، به
اشکهایم بنگر که از در پشیمانی و توبه برگونه هایم
می غلتد .
چشم هایم در بدر دنبال توست . دیده هایم نگران و
دلواپس، به هر سوی، تو را می جویند .
ماه من ، نقاب از روی برگیر و گوشه ی چشمی
بر این لب تشنه ی لقاء نما.
ماه من ، ای که بر تمام عالم ، نو ر وجود
می پاشی و میمنت حضور توست که
فلک را به پا می دارد...بیا.
بیا و نسیم ملایم عدل را بر جای جای عالم روان ساز
تا در آن لحظه شادی بخش ،
چشم به راهانت ، دلشاد و مسرور ، لبخند فتح بر
لبان کائنات ببینند و به باور بگویند :
ماه من ... ماه همه


امام رضا (ع) :
کل طین حرام کالمیتة و الدم و ما اهل لغیر الله به، ما خلاطین قبر الحسین (ع) فانه شفاء من کل داء
هر خاکی حرام است، مثل مردار، خون و ذبح شده بینام خدا، مگر خاک قبرحسین(ع) که درمان هر درد است. - سفینة البحار،ج ۲،ص۱۰۳
امام صادق (ع) :
فی طین قبر الحسین شفاء منکل داء و هو الدواء الاکبر.
در خاک قبر حسین (ع) شفای هر درد است و آن دوای بزرگتر است. - من لا یحضره الفقیه، ج 2،ص 599
امام صادق(ع) :
السجود علی تربة الحسین یخرق الحجب السبع.
سجده بر تربتحسینی،حجابهای هفتگانه را کنار میزند. - بحار الانوار،ج 82،ص 153 و 334.
امام صادق(ع) :
حنکوا اولادکم بتربة الحسین فانها امان.
کام فرزندان خود را با تربتحسین(ع) بردارید، که این تربت، امان است. - وسائل الشیعه،ج 10،ص 410،روایات تربت را از جمله در وسائل الشیعه،ج 10،ص 408 تا 420 و ج 3،ص 607،المزار،شیخ مفید،ص 143 و نیز بحار الانوار،ج 98،ص 118 ملاحظه فرمایید.
علامه امینی«ره» :
آیا بهتر آن نیست که سجدهگاه، از خاکی قرار داده شود کهدر آن، چشمههای خونی جوشیده است که رنگ خدایی داشته است؟ تربتی آمیخته باخون کسی که خداوند، او را پاک قرار داده و محبت او را اجر رسالت محمدی«ص»قرارداده است؟ خاکی که با خون سرور جوانان بهشت و ودیعه محبوب پیامبر و خدا عجینگشته است؟ ...
امام خمینی (ره) :
همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت، مزار عاشقان و عارفان ودلسوختگان و دار الشفای آزادگان خواهد بود
**************
آنچه به تربت سید الشهدا قداست و کرامت بخشیده، همان خون حسین (ع) و شهادتثار الله است که الهام بخش حریت و رادمردی و فداکاری در راه خداست
شهادت امام حسین (ع) ،خاک را بوییدنی کرد
شهادت امام حسین (ع) ،سنگ را بوسیدنی کرد
این الطالب بدم المقتول بکربلا
شهید همت : از طرف من به جوانان بگویید چشم شهیدان و تبلور خونشان به شما دوخته شده است بپاخیزید و اسلام را دریابید .
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سروده مقام معظم رهبری
حرفی بگوی و از لب خود کام ده مرا ساقی ! ز پا فتاده شدم ، جام ده مرا
فرسوده، دل ز مشغله جسم و جان ، بیا بستان زخود ، فراغت ایام ده مرا
رزق مرا ، حواله به نامحرم مکن از دست خویش ، باده گلفام ده مرا
بوی گلی ، مشام مرا تازه می کند ای گلعذار ! بوسه به پیغام ده مرا
عمرم رفت و حسرت مستی زدل نرفت عمری دگر ز معجزه جام ده مرا
ای عشق! شعله بر دل پر ارزو بزن چندی رهایی از هوس فام ده مرا
جانم بگیر و جام می از دست من مگیر ای مدعی هر آنچه دهی ، نام ده مرا
مرغ دلم به یاد رفیقان به خون تپید یا رب ! امید رستن از این دام ده مرا
بشکفت غنچه دلم ای باد نوبهار خندان دلی بسان ((امین)) وام ده مرا

وقتيكه زمان ظهور «هوشيدر» فرا برسد، سي سال پيش از آغاز هزاره، يعني سي سال قبل از پايان پذيرفتن دهمين هزاره، دوشيزهاي 15 ساله از خاندان وهوروچ (بهروز) پسر فريان كه سلسلهاش به ايسترواستر (پسر زرتشت) ميرسد، در آن آب، تن خويش را ميشويد و جرعهاي از آن نوشيده و حامله ميشود. پس از نُه ماه پسري بزايد موسوم به هوشيدر. چون به سي سالگي رسد موفق به مكالمه با اهورامزدا شده و به نو نمودن جهان گماشته ميگردد.

پس از ملاحظه کلام خدا و حجت های خدا فریب نفس خود و شیطان را مخور و فرصت را غنیمت شمرده و به زودی از خواب غفلت بیدار شو ...

تا نبینم رخ زیبای ترا مهدی جان
دلم آرام نگیرد بخدا مهدی جان ![]()
نیمه جانی که به دل مانده نثار تو کنم
گر ببینم گل رخسار ترا مهدی جان
نام دلجوی تو ای مظهراسماو صفات همه جا وردزبان است مرا مهدی جان![]()
چشم امید به تو دوخته و آمده است
به در خانه ی لطف تو گدا مهدی جان
همچو پروانه دلم پر زند وبیتاب است گرد انوار تو ای شمع هدی مهدی جان
من نه آنم که کشم دست گدایی از تو
نکنم دامن لطف تو رها مهدی جان
تو نه آنی که کنی سائل خود را نومید چون توئی معدن احسان و سخا مهدی جان![]()
دستگیری کن از این غرقه ی دریای فطر
تارهد از خطر موج بلا مهدی جان
خبر وصل تو کوتاه که غمست دل گیرست دیگر ای یوسف گمگشته بیا مهدی جان![]()
عاشق منتظرخسته دل بیمارت
یابد از فیض حضور تو شفا مهدی جان
آنکه شد از تو جدا لعنت حق شامل اوست
مپسند اینکه شوم از تو جدا مهدی جان
کم مباد ای پسر فاطمه حتی آنی
سایه ی لطف شما ازسرما مهدی جان![]()
قبله ی کعبه تو و روح عبادات توئی
من نخواهم زخدا غیر ترا مهدی جان

![]()
...اللهم عجل لولیک الفرج...
|
. |
در مورد ــــــــــــ> روح ـ جن ـ موجودات فضایی ـ اهرام ثلاثه و ...
باد نما به باد گفت :"خدا لعنت کند تو را چقدر سنگینی و چه ملال انگیزی !
نمی توانی به طرفی غیر از من بوزی ؟
نمی دانی که با این کارت زلالی دائمی را که خداوند به من عنایت کرده تیره و کدر می کنی ؟ "
باد کلمه ای در جواب نگفت ولی در هوا خندید .
جبران خلیل جبران
![]() |
انجمن اسلامی بر گزار می کند
همایش نقش ارتباط با انسجام و اتحاد